برگشتیم تهران
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 10:06
سلام بر شماصبح سه شنبه تون بخیر.تهرانم. پریروز برگشتیم. شکر خدا سالم رسیدیم. xa0xa0هوا ابریه. دیروز هم بارید. گفته اند امروز عصر بارش بیشتر میشه. خدا به ترافیک رحم کنه. وگرنه مردم دارن واسه بارون و برف له له میزنن.خب عرض کنم خدمتتون دیروز بعد از چند روز اومده بودم اداره و نمیشد پست بذارم. ولی الان د...
من حساب میکنم
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 16:26
سلامعصر جمعه تون بخیرمن کرمانشاهم.xa0xa0خب یه سری عکسها رو گذاشتم اینستا. ولی آشتی باید بنویسه. خوبی اینستا اینه که اپلود کردن نمیخواد.سه شنبه ساعت یمربع به سه ا. اداره رفتم دنبال مهدی و پیش به سوی خونه. xa0دیگع جمع و.جورهای اخر رو انجام دادیم و نون باگت خریدیم و اسم خدا رو اوردیم و راه افتادیم.بابا...
خوشحالم
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:47
یه وقتایی باید وقتی رسیدی خونه، خودتو بغل کنی و ناز کنی. بگی بیا ببرمت بیرون. بعد خودتو برداری و بزنی بیرون.برف بیاد و تو محکمتر خودتو بغل کنی. اینقدر گرم باشی که سر شب زمستونی سردت نکنه و از خیسی برف روی شونه و موهات چندشت نشه. فکر کنی خودمم و خودم.بیای سر خیابون دولت و پیاده گز کنی. بری و بری و بر...
مرسی که ماه خوشگلو نشونم دادی
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:47
سلااااااااااااام ظهر چهارشنبه بخیییییییییییییییرخدا نکنه رشته نوشتن از دست یه وبلاگ نویس روزانه نویس دربره!xa0xa0یعنی خودمم باورم نمیشه در روز اییییییینهمه کار داشته باشم. استرس های دفتر مدیرعامل نیست ولی کارهام زیاده. خرده کاری زیاده. امروز صبح کلی کار داشتم که لیست کردم و با رئیسم مرور کردیم. بعدش...
برادر جان....
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:47
دلم تنگه xa0از این روزهای بی امیداز این شبگردیهای خسته و مایوساز این تکرار بیهوده دلم تنگههمیشه یک غم و یک درد و یک کابوسدلم خوش نیست غمگینم برادر جاناز این تکرار بی رویا و بی لبخندچه تنهایی غمگینی که غیر ازمنهمه خوشبخت و عاشق، عاشق و خرسندبه فردا دلخوشم شاید که با فرداطلوع خوب خوشبختی من باشهشب و ب...
من باشم و موریانه ها..........
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:47
سلام. صبح بخیر. خوبین؟ دیروز نشد بنویسم. امروز می نویسم. صبح یکشنبه است. راستی اینجا دوست ارمنی داریم؟ خوشحال میشم بدونم. از وقتی کتاب سمفونی مردگان رو سال 74 خوندم، خیلی بیشتردلم خواست با ارامنه عزیز ارتباط داشته با شم. سالها بعدش هم که خانم زویا پیرزاد شاهکارهای ادبی رو خلق کرد. ولی هرگز این افتخا...
شهرم، منو تو آغوشت بگیر
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:47
سلام. صبح بخیر. سه شنبه است.ساعت ده دقیقه به ده صبح تقریبا.من خوبم. آروم شده ام. ممنون از محبتتون.xa0xa0بعدش با مهدی چت کردم و با هم حرف زدیم. الانxa0 خشمش کمتر شده. یه خشم درونی داره که بیشترش از منه. دلیلش رو نمیدونم. دیگه در موردش هم حرف نمیزنم.راستش خدا بخواد ما امروز عصر عازم کرمانشاه هستیم. یک...
آشتی بادی بیلدینگ!!!
-
تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 20:09
سلاااااااااام صبح زمستونی تون بخیر و برکت و سلامتی. کسی چه میدونی چی میشه وقتی داره برنامه ریزی می کنه!!!!!! xa0xa0سه شنبه که پست گذاشتم، از ظهرش حس سرماخوردگی داشتم. یه بدن دردی که هی داشت بیشتر و بیشتر میشد. قرص انداختم بالا و نشد دمنوش بخورم. رفتیم خونه و من هی داشتم مریض و مریض تر میشدم. چهارشنب...
این روزها
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 15:05
سلام. ظهر شما بخیر. دیگه حتما تا حالا ناهار خوردین. البته ماها که تو ایرانیم. وگرنه خارجی ها شاید تایم ناهارشون الان نباشه. xa0xa0رئیسم از صبح رفته ماموریت. منم تا همین الان داشتم کللللللی کار میکردم. یه دور هم با دوستم حرفم شد سر کار. که اصلا بهتره نگم سر چی بود. سر مسائل شخماتیکی کاری. بالاخره تون...
آشتی نن جون
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 5:00
سلام. ساعت ده دقیقه به چهاره. دیگه کم کم باید جمع کنم برم. از صبح این صفحه بلاگ اسکای باز شده و نتونستم بیام بنویسم دو کلوم. حرف بیخ گلوم مونده. یه پست مبسوط فردا میذارم ان شاءالله. امروز مجبور شدم برم بیرون ماموریت. دیروزم دو بار رفتم. اصلا نشد بنویسم. وگرنه دلم پیشتونه. اگه ببینید این آشتی چه خنگو...
اینستای من!!
-
تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 11:48
سلام اخرین ساعتهای شنبه است. قول داده بودم امروز اینستا رو بسازم. خب ساختم. xa0 اینم ادرسش: Ashtiashti0831 خب، اون کسب و.کارم هم، فروش زعفرونه. یکی از دوستان از خراسان برام زعفرون عالی میاره. گل زعفرون رو میخره و میده همونجا پاک.کنند. بعد برام میفرسته تهران. جهت اطلاع عرض کنم من پنج گرم رو میدم سی ه...
کتابی در مورد دایره
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 17:35
سلاااااااااام. صبح همگی بخیر و شادی صبح پنجشنبه تون بخیر باشه. xa0xa0میگم این رفیق وبلاگ نویستون بدقول نیست؟ مگه نگفت میام زود به زود مینویسم. حتی چند خط. پس چی شد؟ خب میدونین، یه وقتایی که حالش خوب نیست، ترجیح میده ننویسه و غمشو نریزه اینجا. واسه همین این هفته ننوشت. خب دیگه آدمیزاده. گاهی دلش میگی...
چای شفا
-
تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 17:46
[unable to retrieve full-text content]سلام .ظهر همگی بخیر.آخی که دلم تنگ شده بود اینجا تایپ کنم. اصلا تایپ کردن رو دوست دارم. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
نقطه چین
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 13:49
سلاااام صبح بخیر خوبین دوستان؟ به امید آرامش و سلامتی همگی xa0xa0نت شرکت قطعه، منم دارم با گوشی پست میذارم!! شرکت نداشته صورتحسابشو پرداخت کنه، واسه همین نتشو قطع کردند!!! بعد مدیرعامل داره مدیر پشت مدیر استخدام میکنه!!! که تو بهمن و اسفند بگه نیروی مازاد دارم و قدیمی ها رو بریزه بیرون!!! پناه بر خد...
شیر تو شیر
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 15:05
سلام. صبح همگی بخیر و سلامتی و برکت. xa0xa0یعنی خوشم میاد از اینکه هیجان خون مون یه لحظه هم فروکش نمیکنه. یا زیر زمین می لرزه یا هوا پره از سرب و دوده، یا تظاهرات میشه، حالا شما چی میگین؟ به نظرتون گزینه بعدی چیه؟ من میگم شاید خشکسالی!!!!!!! همه اینا باعث شده که دیگه هیچی هیجان نداشته باشه و فکر کنی...
همه چی با هم.....
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 15:03
سلام. روز یکشنبه تون بخیر و شادی. پر باشه از برکت. ساعت ده و نیمه. نمیدونم الان صبحه یا ظهر!!!!!!! بیشتر میخوره صبح باشه! xa0xa0چهارشنبه سه تایی رفتیم خونه. سر راه یه کم خرید کردیم و وقتی رسیدیم، یه کم نشستم و بعدش سالاد یونانی درست کردم کنار گذاشتم و واسه شام هم جوجه چینی درست کردم. رفتم جلسه ساختم...
علیرضا برنده شو!
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 15:03
سلام. پیش از ظهر چهارشنبه تون بخیر. میگم حتما علم یه روزی ا ینقدر پیشرفت می کنه که زمان برای آدمهایی که بخوان، کش بیاد و بیشتر بشه. خیلی وقت کمه و کار زیاد!!!!!!!!!!! xa0 xa0یکشنبه رفتیم خونه. اصلا یادم نیست شام چی خوردیم. خوابیدیم و دوشنبه شکر خدا تعطیل بود. صبح زود پاشدم رفتم خرید چیزهایی که میخاس...
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 15:03
چند سال پیش که تصمیم گرفتم مانی رو بذارم مهد، دنبال یه مهد نزدیک اداره میگشتم. که دیگه به دربه دری هامون پایان بدم و بابت مانی نخوایم خونه این یکی اون یکی آوار باشیم. تو نت سرچ کردم مهد تو منطقه عباس آباد، یه مهد دیدم نزدیک اداره مون بود. تعجب کردم چرا تا حالا ندیدمش. آدرس رو که دیدم، متوجه شدم تو ک...
خداجون، ممنون که کنارمی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 15:03
سلام صبح یکشنبه تون بخیر. سلامت باشین و دلشاد. xa0xa0یه هفته است ننوشته ام. خب درگیر بودم و اوضاع روحیم و مشغله هام خیلی زیاد بود. و البته هست. ولی چند خطی فرصت و حوصله هست که بنویسم. یکشنبه که اون پست رو گذاشتم داغون بودم. تا چند روز همه اش گریه می کردم. حتی همون یکشنبه که با مهدی میرفتیم خونه، از ...
همدیگر رو دعا کنیم
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 15:03
سلام به همه مهربونا. ببخشید خیلی سرم شلوغه این روزها. دائم میرم لیزینگ و پیش وکیل و مشاور حقوقی شرکت بابت همون مساله ضمانت. یه نامه دادیم به مدیرعامل که قبول کنه کل مبلغ پول رو شرکت بهمون بده که ما بدیم لیزینگ و تسویه بشه و دیگه نخوایم جریمه بدیم و ماه به ماه قسط. بعد اون پول به صورت ماهانه از حقوقم...