یه پنجشنبه قشنگ
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 13:58
سلاااااااااام به روی ماهتون. صبح پنجشنبه همگی بخیر. پنجشنبه است و سر کارم. حدود نیم ساعتی هست رسیده ام. دیروز کارهام تموم شد الا گزارش ناهار. که مونده واسه امروز. چون طبق گزارش قبلی، مدیرعامل گفت ناقصه. منم الان یه فرم درست کرده ام که توش میگیم اگه فلانی مثلا روز تعطیل مونده بابت چه کاری مونده و رئی
برای شمیم عزیزم
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 13:58
[unable to retrieve full-text content]سلام شمیم جانیه خبر بهم میدی!!چی شد!؟
کافه تنهایی
-
تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 12:46
[unable to retrieve full-text content]سلاااااااااام. صبح بخیر. خوبین شماها؟آقا میخوام به رسم قدیم ندیما (!) به یاد شنبه های خوشگل، بیاییم دوباره گلریزون کنیم. خب آخر ماه هم هست. به یاد ستاره های دریایی باشیم. به خصوص که میدونم آقای انتظاریان بابت بچه ها خیلی تحت فشاره. قرار بود بیاد تهران و یه کاری
ادامه ماجراهای مسخره
-
تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 13:59
سلام. واااااااااااای باورم نمیشه که میتونم بازم بنویسم. آخه خیلی خیلی درگیر کار بودم. خوبین شماها؟ حالا بنویسم ببینم تا کجا میشه پیش برم. xa0xa0آقا یه گزارشی میخوان جمع کنند اینا. یعنی می خواستند. فکر کنین چهارشنبه عصر رئیس جدیدم بهم زنگید که این گزارش رو میخواد مدیرعامل. حالا گزارش چی بود؟ گزارش کل...
یه کم چهارشنبه نوشت
-
تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 13:59
سلام مجدد. صبح چهارشنبه است. هنوز لیست اموال جمع نشده. البته من کارم رو انجام داده ام. ولی باید مغایرتش با لیست مالی دربیاد. که یه ده دقیقه به خودم فرجه استراحت دادم. بعدش میرم. تو این ده دقیقه یه کم بنویسم. xa0 xa0این روزها میرم و میام. اتفاق خاصی نیفتاده. شکر خدا مامان وضعیتش بهتره کمی. خودش کارها...
خودم کلی دلم تنگ شده. ولی ...
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 16:37
سلام به همه مهربونا. من خوبم. همه مونم خوبیم. این گزارش هنوز تموم نشده. تا تموم نشه هم نمی تونم بیام بنویسم. کلی حرف داریم با هم بزنیم. همه رو میذاریم کنار تا وقتش. در بهترین حالت یا فردا بعداز ظهر یا چهارشنبه صبح بتونم بنویسم. خودم هم کللللللللللی دلم براتون تنگ شده. یا حق
تنبلی تو انداختی جلو.........
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
سلام. صبح بخیر. ساعت 08:24 صبح شنبه است. شنبه هفته پیش چه خوب بود ها، می دونستیم پشت بندش یه عالمه تعطیلیه. ولی خب، اینم حتما قشنگی های خودشو داره! xa0xa0آخرین بار دوشنبه نوشتم. همون روز عید فطر. اون دو روز تعطیلی رو خونه بودیم. مهدی خیلی پادرد داشت. فکر کرد شاید مال کولره. شلوار پوشیده بود تو خونه....
رفاقتی با طعم کوله بار دارچینی
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
[unable to retrieve full-text content]سلاااااااااام خدمت همگی. صبحتون بخیر و شادی [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
دوشنبه روز گشایش
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
سلام. پیش از ظهر همگی بخیر. xa0 xa0الان ساعت یازده و شونزده دقیقه قبل از ظهره. من پشت سیستمم هستم. زل زده ام به سیستم و نمیدونم خدا برام چی میخواد. یه اتفاقی برام افتاده که هرچی هم بگم «هرچی خیره» ولی هنوز نتونسته ام هضمش کنم. منتها اول میرم سراغ روزانه هام یه کم. یکشنبه عصر خاله زنگید که داری بهم پ...
امیر بی گزندی تو...
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
سلااااااااام.صبح بخیر... همین که امروز افتابی نیست، یعنی متفاوته. یه روز تابستونی که ابریه. شاید خدا خواست و یه نم بارون هم زد. بعدش همه روز آدم ساخته میشه و یه گوشه دلش گرم و خوش میشه. xa0xa0الان ساعت 07:22 صبحه و چند دقیقه ایه رسیده ام اداره. منتظرم ساعت هفت و نیم بشه و برم رستوران صبحانه بخورم. م...
شماره کارت آقای انتظاریان
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
[unable to retrieve full-text content]اینم شماره کارت آقای محمدرضا انتظاریان6679 5575 9972 6037
حکایتهای مسخره
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
سلام. صبح گرم همگی بخیر. من یادم نمیاد تهران تا حالا اینقدر گرم بوده باشه. دیروز واقعا در حال مرگ بودم از گرما. بمیرم واسه جنوبیا که چی میکشن این روزها. خدا بهتون سلامتی بده. xa0 xa0امروز می نویسم چون فردا نمیتونم بنویسم. عرض کنم خدمتتون که روز شنبه مانی و مهدی خونه مادرمهدی بودند. عصر واسه خونه گوش...
الان، همین لحظه
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
سلام ساعت پنج دقیقه به چهار بعدازظهره. تا ظهر اداره نبودم. از گرما در حال تلف شدن بودم که نزدیک ساعت دو رسیدم اداره. xa0xa0دو تا موضوع به شدت رو مخمه. یکی جریان زندایی که داره به جاهای مسخره میرسه. و کارم که تکلیفش معلوم نیست. دیروز مدیرعامل با بچه های اداری جلسه گذاشت. بدون مدیر و معاون. مدیر منابع...
سلام خوبم
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 8:49
[unable to retrieve full-text content]سلام. خوبم.یه گزارش باید بزنم. تموم بشه میام می نویسم. هرچند خیلی کار می بره. ولی اگه بتونم این وسط ها میام می نویسم.فعلا
موندم لای در!!!
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 11:51
سلااااام. صبح همگی بخییییر عیدتون مبارک. عبادتهاتون قبول درگاه حضرت دوست!! صبح دوشنبه، عید فطر، دراز کشیده ام رو کاناپه که چای دم بکشه صبحانه بخوریم. xa0xa0ساعت شش بیدار شدم. از مسجد صدای تکبیر می اومد. گفتم چرا اینقدر زود!؟ حالا هفت شروع میکنه. بیست دقیقه به هفت حاضر شدم رفتم مسجد. دیدم نماز رو شش ...
یه روز شاد
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 16:05
سلام. صبح همگی به شادی و شادی و شادیشنبه دیگه ای از راه رسیده. حال همه مون هم خوبه. باور هم می کنیم که حالمون خوبه. تمام قد هستیم و جلو میریم. میخوایم بهترینها روxa0 خودمون واسه خودمون رقم بزنیم.که خب البته خدا هم کمکمون می کنه چون خودش هم در قرآن میگه سرنوشت قومی رو عوض نمی کنم مگه اینکه خودش بخواد...
کمکم کنین یه عید قشنگ بسازیم...
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 22:41
سلااااااااااااااام. صبح بخیر. چقدر طولانی بود برام ننوشتن اینجا. درست و حسابی هفته پیش نوشتم. ولی در کل انگار خیلی وقته ننوشته ام.خدا رو شکر بازم یه فرصت دیگه برای نوشتن دارم. xa0شماها خوبین؟ من خوبم. اگه از هفته پیش بخوام بگم، که خب همه روزها عین همه. من تا نوزده ماه رمضون بیشتر نتونستم روزه بگیرم.
چشم من
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 13:44
سلام صبح بخیر. چند روزه چشمام کم سو شده. اگه بشه امروز میرم چشم پزشک. شاید مال مانیتور باشه. نمیدونم. اجازه بدین چند روز ننویسم و به چشمام استراحت بدم. یا حق
همین کیف، اندازه است
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:19
[unable to retrieve full-text content]سلامساعت 03:16 ظهره. هوا خیلی گرمه. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
آرامش حق ماست
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 12:45
سلام. صبح همگی بخیر و شادی. صبح خردادی گرمتون بخیر، شونزهمین روز مهمونی خدا بخیر. وای که باورم نمیشه امروز تا همین الان تونستم مهمونش باشم. چند روزش رو کامل گرفتم و چند روزش رو یه کم آب و یکی دو لقمه وسطش خوردم. اونم واسه اینکه چشمام واقعا نمی دید. یکیش دیروز بود که تشنه ترین روز بودم. دو بار هر بار